Wednesday, 14 November 2012

در انتهای یک خواب دور و دراز

 من و شکیبا بودیم، روی یک ملافه ی سفید رو زمین. سمت راستمان شلوغ بود و پر از آدم. یک بچه ی کوچک از بین آدم ها پیدا شد، و من دانستم که او بچه ی من است. شکیبا چند قدم رفت و دست های دخترک را گرفت، تاتی تاتی کنان آوردش پیش ما. یک دختر دو سه ساله با موی قهوه ای فرفری، پوست سفید و چشمان آبی درشت که لباس سر همی کرم پوشیده بود. از بین جمعیت یک دختر دیگر هم برای لحظه ای پیدا شد، او هم مال من بود. قدش از اولی بلندتر بود و کشیده، یک کلاه لبه دار بزرگ هم به سر داشت. شکیبا گفت اسم اولی پیتزاست، و انگار به افتخار خودش اسمش را پیتزا گذاشته بودیم. من با خودم فکر کردم که ترجیح می دهم اسمش شکی باشد. 

Wednesday, 7 November 2012

:این خواب را یا دیشب دیدم یا امروز بعد ازظهر 
روی یک مبل یک نفره ی سبز لجنی نشسته بودم، فا روبروی من روی یک مبل همان شکلی نشسته بود و بینمان یک میز چوبی کوتاه بود. او به جلو خم شد، صورتم را می بوسید و من خیلی تعجب کردم، اعتراض هم کردم. بعد برگشت روی مبلش و من یک لیوان چای یا آب خوردم. 
در صحنه ی بعدی، من کنترل روی بدنم نداشتم و دلم هم درد می کرد. گیج می خوردم موقع راه رفتن و فکر می کردم که چرا این شکلی شدم، بعد فا آمد و به من گفت چیزی توی آن لیوان نوشیدنی ریخته بود و من های شدم. باز هم ملایم اعتراض کردم که جدی نگرفت. به خودم گفتم که پس های بودن این شکلیست، آتن قدر هم با مستی تفاوت ندارد، فقط بهتر است. 
مادر و پدرم بودند. فا شبیه بهار شده بود. بهش میگفتم که میرم لوت میدم، بهشون میگم تو بهم مخدر خوراندی. یا خنده میگفت برو بگو. من هم با عزم راسخ چند بار رفتم پیششان و تا خواستم بگم شل شدم  و برگشتم پیش فا-بهار به گفت و گو و خنده.

Friday, 2 November 2012

خوابیدن در دانشگاه

خوابیدن در مکان های عمومی همیشه برایم راحت بوده . دوبار تا الآن در دانشگاه خوابیدم، هر بار دوشنبه بوده.
 بار اول شب نخوابیده بودم و پریود هم بودم، مریضی معده هم روش. ساعت سه روی مبل، نزدیک در ساختمان ساب دانشگاه ولو شدم، دستم را بالشت کردم و خوابیدم. 
 دفعه ی دوم دوشنبه ی بعدی بود. صبح قرص ضد آلرژی خوردم و سر کلاس هر چه قدر با خودم کلنجار رفتم نتوانستم حواسم را جمع کنم و هوشیار باشم. بعد از کلاس رفتم پشت میز تک نفره نشستم، نهار خوردم، سرم را گذاشتم روی میز و خوابیدم. کابوس دیدم و با کلافگی و سردرد بیدار شدم.